پارت صد و دوازده :

اردوان_ به خاطر یه بازی مسخره ببین با خودت چی کار کردی... دلوین کجاست؟
بهراد_ نمی دونم آقا گرگه... تو باید پیداش کنی.
اردوان با لحن سرد و محکمی جواب داد:
اردوان_ من ‌که می دونم رفته توی کمد آذوقه قایم شده... شک ندارم عقلش تا همین حد میرسه.
بهراد_ نه بابا اون جا نیست... من که ندیدمش... برو اون یکی سالن رو نگاه کن شاید توی اتاق مطالعه باشه.
اردوان_ دلوین بمیره هم به سمت اتاق مطالعه نم

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

شخصیت مهنا در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مهنا
شخصیت مهسان در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مهسان
شخصیت مرد مخفی در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مرد مخفی
شخصیت نویان در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) نویان
تصویر شخصیت احتشام در رمان مرد فسیل مغز احتشام
تصویر شخصیت الیزا در رمان مرد فسیل مغز الیزا
تصویر شخصیت صابر در رمان مرد فسیل مغز صابر
تصویر شخصیت آرکا در رمان مرد فسیل مغز آرکا
تصویر شخصیت لاله در رمان مرد فسیل مغز لاله
تصویر شخصیت نیکا در رمان مرد فسیل مغز نیکا
تصویر شخصیت رافائل در رمان مرد فسیل مغز رافائل
تصویر شخصیت نونا در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) نونا
تصویر شخصیت مهبد در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه مهبد
تصویر شخصیت رادان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه رادان
تصویر شخصیت اردوان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه اردوان
تصویر شخصیت دلوین در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه دلوین
تصویر شخصیت داروین در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه داروین
تصویر شخصیت پونه در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه پونه
تصویر شخصیت بهراد در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه بهراد
تصویر شخصیت هومان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه هومان
تصویر شخصیت نوید در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه نوید
تصویر شخصیت نیواد در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه نیواد
تصویر شخصیت برهان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه برهان
آخرین نظرات ارسال شده
  • 🦢AVAZ GHO🦢

    0

    احساس می کنم این جمله ی اردوان درباره اه و نفرین کسی هم میتونه سرنخ باشه

    ۱ هفته پیش
  • شینا

    0

    از دست دلوین😂خیلی خندیدم

    ۱ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۱ ماه پیش
  • المیرا

    0

    فقط خواستم از نویسنده تشکر کنم که واسمون پارت های طولانی مینویسه

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم😍بمونی برام قشنگم🤍💋

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    منم از شما تشکر میکنم که انرژی خوبی که میگیری بهم برمیگردونی

    ۲ ماه پیش
  • دینا(زن رادان)

    0

    نکنه مرد مخفی و اردوان دوقلو باشن🗿😂

    ۳ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    به به تشریف اوردین در عیابتون یه نفر دیگه میخواست زن رادان بشه😔

    ۳ ماه پیش
  • دینا(زن رادان)

    0

    نهههه یعنی چیییی رادان مال خودمه دور شینن

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۳ ماه پیش
  • فائزه

    0

    این دیگه چی بود🤣

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم🤭

    ۳ ماه پیش
  • دنیا

    0

    حتی طرز فکرمونم مثل همه سیسی 😂🗿

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم

    ۲ ماه پیش
  • لیانا

    0

    من هنوز نفهمیدم باید از اردوان بترسم یا بهش دل ببندم.

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🫠👍

    ۳ ماه پیش
  • ژیوا

    0

    اردوانی که چراغو روشن گذاشت… همون اردوان خشنه؟🥹🥺🥺🥺🫢🫢

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم😍🤍💋

    ۳ ماه پیش
  • شایسته

    0

    حس کردم دارم کابوس خودمو می خونم… خیلی واقعی بود

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم😍🤍💋

    ۳ ماه پیش
  • دینا(زن رادان)

    0

    صد در صد میخواد کنترلش کنه

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ممکنه

    ۳ ماه پیش
  • Mahi

    0

    همینکه دلوین بهی اردوان گفت اون تو خواب امه من مو به تنم سیخ شد

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۳ ماه پیش
  • Mahi

    0

    این پارتو باید اولش هوشدار روح و روان میداشتی

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم😍🤍💋

    ۳ ماه پیش
  • شیلا

    0

    اون صحنه ای که دست اردوان مشت شد وقتی بهراد بغلش کرد ه بود وای وای ووییییی😍😍😍😍

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم😍🤍💋

    ۳ ماه پیش
  • زوبیده

    0

    من از اردوان خیلی خوشم میاد ولی این پارت یه کاری کرد ازش بترسم

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۳ ماه پیش
  • مهری ماه

    0

    دلوین بیچاره فقط یه جای امنی میخواست نه بازی نه هیجان

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    بله متاسفانه🫠

    ۳ ماه پیش
  • مهری ماه

    0

    دلوین هی می خنده ولی من تهش بغض دیدم

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🫠🫠

    ۳ ماه پیش
  • Diar

    0

    بهراد = امن اردوان = خطر دلوین بین این دوتا داره تیکه تیکه میشه 😭

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    بله متاسفانه🫠

    ۳ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️